غریبانه
عاشقانه های من
اطلسی ها را بنفشه ها را قناری ها را به من سپرده ای مرا به که میسپاری؟
این یکی را دیگه واقعا از خودم ننونشتم امیر حسین پسر خواهر منه!خیلی دوسش دارم!درضمن ناگفته نماند که خیییییلی موقع ها منو اذیت میکنه!ولی من با تموم وجودم دوسش دارم!اصلا هر کی این عکسو دیده گفته از چشماش معلومه که فوق العاده شیطونه!به شدت شیطون .به شدت تو غر زدن مهارت داره!خیییلی هم مامانی و چاپلوسه! لحظه ها برایم تلخ میشوند وقتی با اینکه دوستم داری نیستی ببینی اززخم زبون هایی که میشونم از دوری های تو-دلتنگی هایم برای تو دارم میشکنم! نیستی ببینی دارند منو داغون میکنند! اگر بودی........ زندگی به کامم تلخ است اما با یاد تو شیرین میشود هنوز هم فرهاد گونه دوستت دارم شیرینم! (به قلم *نگار*) زهرا جون دیدی من چه قدر حرف گوش کنم؟؟؟؟؟؟؟
رهایم کن از این همه سردی و بیخیالی بگذار کمی گرما را لمس کنم گرمای دستی مهربان خسته ام از بی کسی و انتظار بیا مرا از این انتظار و جدایی رها کن متنشو خودم نوشتم.خوشمل بود؟چون زهرا جونم گفته بود بازم از این متنا بذارم گذاشتم چند وقته که حوصله هیچ کس جز تو را ندارم! چند وقته فقط به خاطر تو زنده ام! چون فقط تو حاضر شدی به خاطر اینکه من اشک نریزم یه کاری بکنی! دیگه واسه هیچ کس زنده نیستم!فقط واسه ی تو زنده ام! من کنار بقیه مثل مرده ی متحرک شدم!اونا دیگه منو فراموش کردن! فقط تویی که طاقت دیدن اشکامو نداری! فقط تو..... این متن دقیقا تمام احساسات خودم بود. خودم نوشتم.خواهشا کپی نکنید!به قول غزاله یه ذره به اون مغزتون فشار بیارید! |
|